تبليغاتX
سایکو: قالب‌ساز آزاد
عاقبت به خیری
الهی عاقبت به خیر شویم!
نباید
دیروز پیش پویا بودم...

گفت : آدم نباید اون چیزی که هست باشه ٬ و نباید اون چیزی که نیست نشون بده....

+ نوشته شده در توسط دوست سلمان.
سوال و جواب
هر کس هر سوالی در هر زمینه ای داره بپرسه و هر کس جواب هر سوالی رو می دونه یا اطلاعاتی در مورد اون سوال داره دریغ نکنه......

هر سوالی........

با هر موضوعی.......

+ نوشته شده در توسط دوست سلمان.
چه خوب شد...

چه خوب كه به وصیتش عمل کردی. کسانی که خلیل‌الله را به آتش جهالت خویش افکندند. رأس ذبیح‌الله را برای فاحشه شهر به ارمغان بردند. برای مصلوب كردن روح‌الله میخ، چکش و چوب فراهم آوردند. دندانهای حبیب‌الله را در دهان فرو ریختند. محراب مسجد را به خون ولی‌الله رنگین ساختند. حریم ثارالله را منزل به منزل تا شام شوم کشاندند. شکوه بارگاه آل‌الله را به سنگ و كلوخ بقیع مبدل ساختند و رفعت مأذنه حرم الله سامرا را تاب نیاوردند. آنان اگر از مکان قبر زهرايت با خبر بودند، با تربت عصمت‌الله چه می‌كردند؟

چه خوب شد به وصیتش عمل کردی!

+ نوشته شده در توسط دوست سلمان.
silly gilly

گيلي در يك مسابقه ی هوش مسخره که تبلیغ یکی از برنامه های تلویزیونی بود باید به ناچار شرکت می کرد . دانش آموزان همه ی مدارس ایالت باید در این مسابقه شرکت می کردند.

گیلی با بی حوصلگی تمام وارد سالن امتحان شد. به محض ورودش همهمه ای شد و  عده ای هم خندیدند.....! حتی مدیر مدرسه هم با دیدنش لبخندی زد...! او هم بی توجه روی اولین صندلی خالی نشست..... البته مثل همیشه کمی ناراحت شد ولی دیگه برایش عادی شده بود.....

ابتدا پاسخبرگ ها را پخش کردند.....

گیلی در این موقع و قبل از گرفتن سوال ها دایره ی گزینه ی الف را برای سوال یک در پاسخبرگش پر کرد...! این عادتش بود که همیشه و در هر امتحان بدون خواندن اولین سوال  گزینه ی الف را برای آن انتخاب می کرد...!

پرسشنامه ها را روی زمین و کنار صندلی ها چیدند..... روی صفحه ی اول آن بزرگ اسم آن برنامه را نوشته بودند.... چند باری آن را دیده بود ...برنامه ی معروفی بود که هر بار عده ای آدم بیکار را می آوردند و از آنها سوال های مسخره می پرسیدند... چه قدر بدش می آمد.... روی برگه و زیر اسم برنامه نوشته بود به این ۵ سوال جواب دهید و در قرعه کشیه یک میلیون دلاری ما شرکت کنید......

مدیر به ساعتش نگاهی کرد و گفت شروع کنید.......

 

سوال یک این بود:  

 

۱-جنگ 100 ساله چند سال طول كشيد؟

الف-116 سال   ب-99 سال    ج-100 سال    د- 150 سال

 

که گیلی از قبل الف را انتخاب کرده بود! و بدون خواندن آن به سراغ سوال بعد رفت! :

 

۲-كلاه پانامايي در كدام كشور ساخته ميشود؟

الف-برزيل    ب-شيلي    ج-پاناما    د-اكوادور

 

گيلي باز هم سوال را نخواند! و شعر لالایی زمان کودکیش را برای ۴گزینه خواند...! شعر با گزینه ی د تمام شد! در نتیجه این گزینه را انتخاب کرد!

 

۳-مردم روسيه در كدام ماه انقلاب اكتبر را جشن ميگيرند؟

الف-ژانويه   ب-سپتامبر    ج-اكتبر    د-نوامبر

 

گيلي باز هم سوال را نخواند.....! این بار تصمیم گرفت که با سکه جواب دهد.... خیلی با احتیاط و مخفیانه با سکه ابتدا بین الف و ب و سپس بین ج و د یکی را انتخاب کرد و در آخر فینال! را بین الف و د برگزار کرد! که د برنده شد!... آن را انتخاب کرد و به سراغ سوال بعد رفت...

 

 

۴-نام اصلي جزاير قناري واقع در اقيانوس ارام از چه منبعي گرفته شده است؟

الف-قناري    ب-توله سگ      ج-كانگرو      د-موش صحرايي

 

گیلی باز هم سوال را نخواند!.... ولی چشمش که به گزینه ها افتاد خیلی سریع گزینه ی ب را انتخاب کرد!! آخه همیشه آرزو داشت که توله سگ کوچکی داشته باشه!! از قناری کانگرو  و موش صحرایی هم آنچنان خوشش نمی آمد.....

 

 

۵-كدام يك از اين اسامي اسم كوچك شاه جورج پنجم بود؟

الف-ادر   ب-جورج    ج-آلبرت    د-مانويل

 

 گيلي که می خواست دیگه اصلا" سوال ها رو نخونه به دنبال راه حل جدیدی واسه جواب سوال آخر بود... به نتیجه ای نرسید...نگاهی به روی پاسخبرگش انداخت.... و دید که برای هیچ سوالی گزینه ی ج را انتخاب نکرده است! پس سوال آخر را هم ج زد.... سرش را که بالا کرد هیچ کس نبود تنها آقای مدیر در حالی که به او نگاه می کرد و لبخندی بر لب داشت منتظر بود تا او هم برگه اش را تحویل دهد! پس با عجله رفت و برگه اش را داد.......  

 

اگه گیلی سوال ها را می خوند حتما" می تونست همشون رو به راحتی جواب بده ولی از بس همه بهش کودن می گفتند او اصلا" حاضر نشد که سوال ها رو بخونه.....

 

به هر حال چند روز بعد آن برنامه جواب ها رو اعلام کرد: 

 

۱- جنگ 100 ساله( 1453-1337 ميلادي) به مدت 116 سال به درازا كشيد .

 

۲- كلاه پانامايي در كشور اكوادور ساخته ميشود.

 

۳- انقلاب اكتبر روسيه در ماه نوامبر جشن گرفته ميشود.

 

۴- توله سگ . در زبان اسپانيايي INSULARIA CANARIA كه در فارسي به معني جزاير توله سگها است .

 

۵- نام كوچك شاه جورج البرت بود.(در 1936 او نام كوچك خود را تغيير داد.)

 

و گیلی تنها کسی بود که همه ی سوال ها رو درست جواب داده بود!

 

 

 

+ نوشته شده در توسط دوست سلمان.
اینم راهکار!!
سلام

تو بحث قبل دنبال راهکار بودیم و سوال این بود که چی کار باید بکنیم؟.......  اینم یه راهکار : (که البته اصلا" ادعایی نیست که تنها راهه)

امام صادق(علیه السلام)می فرماید :

"لا راحه لمومن علي الحقيقه الا على لقاء الله و ما سوی ذلک ففی اربعه اشیاء : 

صمت تعرف به حال قلبک و نفسک فیما یکون بینک وبین بارئک

و خلوه تنجو بها من آفات الزمان ظاهرا" و باطنا"

و جوع تمیت به الشهوات و الوسواس و الوسوس

و سهر تنور به قلبک و تنقی به طبعک و تزکی به روحک" (مصباح الشریعه ص۱۱۵ و بحارالانوار ج۶۹ص۶۹)

یعنی ؛ "حقيقتا" هيچ آرامشی برای مومن نیست مگر هنگام لقاء الله و جز این نیست. و این آرامش با چهار چیز حاصل می گردد :

صمت ؛ که با آن دل و نفس خویش را خواهی شناخت و از آنچه میان تو و خداوند توست آگاه خواهی شد

خلوت ؛ که با آن از آفات ظاهری و باطنی زمان خودت نجات یابی

جوع ؛ که با آن شهوات و وسواس و وسوسه های خویش را بمیرانی

سهر ؛ كه با آن دلت را روشن گردانی و طبعت را پاکیزه کنی و روحت را تزکیه نمایی."

خوب حالا باید رو هر کدوم از این چهار تا(که به اعمال ظاهری معروفند) جداگونه بحث کنیم..... خوبه از عزلت(خلوت) شروع کنیم..... به نظر شما منظور امام صادق(ع) از عزلت چیه؟

+ نوشته شده در توسط دوست سلمان.
سیانور!
سلام

یادمه اولین باری که باید انشا با موضوع دلخواه می نوشتم هر چی فکر کردم نمی دونستم در مورد چی بنویسم این شد که رفتم پیش معلم انشام و اون گفت در مورد همین که نمی دونی چی بنویسی بنویس...... حالا هم همین طور شدم با این تفاوت که الان نمی دونم چی بنویسم که یه فایده ای داشته باشه(اصلا" همه چی باید حتما" یه فایده ای داشته باشه؟؟)....... مثلا" ببینید این مطلب هیچ فایده ای داره؟ : 

بعضی وقتا فکر می کنم اکثر مردم دانسته های کافی برای خوشبخت شدن رو دارند ولی نمی دونم چرا بعضیشون(یا شاید اکثرشون) عمل نمی کنند..... اصلا" چرا یکی که مطمئنه یه کاری اشتباهه (مثلا" یه گناه) بازم اون کارو می کنه؟ فقط به این خاطر که لذت بخشه؟ پس چرا یه سمی که خیلی خوشمزه ست رو نمی خوره؟ شاید چون سم زود اثر می کنه ولی یه کار اشتباه (مثل یه گناه) اثرش در آینده معلوم می شه...... اما اگه به یکی بگن اگه این سم رو بخوری در آینده ای نامشخص کور میشی هر چه قدرم که خوشمزه باشه بازم به احتمال زیاد نمی خوره پس چرا اون گناه رو مرتکب میشه؟؟ چرا گناه مثه سم نیست واسمون؟؟

واسه این سوال این جواب رو گرفتم : بعضی آدما جسمشون رو روحشون مسلطه این جور آدما هرگز حاضر نیستن به جسمشون لطمه ای بزنن(پس سم رو نمیخورند) ولی روحشون براشون مهم نیست و مراقبش نیستن(پس گناه رو مرتکب می شن) و بعضی دیگه بر عکسند و فقط مراقب روحشون هستند.....واضحه که هر دو تای اینا در اشتباهند چون : اسلام دین تعادله......

به هر حال حالا فهمیدم که چرا یه سم خوشمزه رو نمی خوریم ولی یه گناه خوشمزه رو با کمال میل می خوریم!؟

اما چطوری باید به تعادل رسید؟ چطوری باید به هر دوتا(روح و جسم) توجه کرد؟ باید روحمون رو بزرگ کنیم ولی رسیدگی به جسم رو از یاد نبریم.... رسیدگی به جسم و در تعادل نگه داشتن سیستم های بدن کار سختی نیست همش تو پزشکی معلوم شده  ولی در مورد روح چی کار باید کرد؟ واسه ی کسایی که جسمشون رو روحشون مسلط شده چه دستور العملی وجود داره تا به تعادل برسند؟؟ چی کار کنیم که گناه واسمون سیانور باشه؟ چی کار کنیم که انجام ندادن یه کار خوب واسمون سیانور باشه؟

به نظر شما چی کار کنیم؟

(منم نظرمو تو پست بعدی میگم......) 

+ نوشته شده در توسط دوست سلمان.
به نام خدای مهربون
سلام به همه :

به خصوص به آقای نبوی  سلمان   پویا   سیاوش   یوسف   میثم    مسیح    بیژن   رضا   سپهر  علیرضا   نادر   مهدی    حسین نصر    مصطفی پیرجمال    خاله سحر   طوفان   و   پاک..........

من یکی از دوستای سلمان هستم که زیاد در مورد شما شنیده و دیده و همتونو واقعا" دوست داره..........

امیدوارم چیزای زیادی تو این وبلاگ یاد بگیرم و همچنین امیدوارم شما که لطف می کنید و به این وبلاگ سر میزنید خاطره ی خوبی از این فضا تو ذهنتون بمونه........

راستی شماره ی رمز اینجا رو به سلمان هم دادم تا اگه خواست اون هم اینجا مطلب بنویسه اصلا" شاید این متن رو هم الآن سلمان داره می نویسه!.... مگه آدم نمیشه با خودش دوست باشه؟ یا به خودش سلام کنه؟ یا یه جوری بنویسه که همه فکر کنن یکی دیگه ست!؟

بگذریم.......

+ نوشته شده در توسط دوست سلمان.